|
fereshteyerooyezamin
|

روز تاجگذاري صاحب الامر حضرت مهدي (عج) و روز به هلاكت رسيدن
ملعون تاريخ ع م ر لعنت الله عليه
عيدالزهرا برتمام عاشقان امامت و ولايت تبريك و تهنيت باد......
اين ذكر هم فراموش نشه كه بسيار تاكيد شده:
لعن الله عمر ثم ابابكر و عمر ثم عثمان و عمر ثم عمر ثم عمر....
التماس دعا
مىشناسى؟
عرض كردم: فدايت گردم اين روز، روزى است كه ايرانيان آن را گرامى داشته و به يكديگر هديه مىدهند،
امام صادق، عليهالسلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقى كه در مكه هست اين ( نوروز ) ريشه طولانى و
قديمى دارد و برايت آن را توضيح مىدهم تا از آن مطلع شوى...

حضرت فرمود: اى معلى! نوروز، روزى است كه خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت كه جز او را
عبادت و پرستش نكرده و به او شرك نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدى ايمان بياورند...
نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى كناره گرفت و...
و درست در همين روز است كه پيامبر اسلام، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قريش را از
بيت الحرام پايين كشيد و آنها را درهم شكست.
نوروز روزى است كه پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت على
عليهالسلام بيعت كنند....
و نوروز روزى است كه حضرت على عليهالسلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را كشت و نوروز روزى
است كه قائم ما در آن روز ظاهر مىگردد
و بالاخره نوروز روزى است كه قائم ما در اين روز بر دجّال پيروز مىشود و او را بر زبالهدان كوفه آويزان
مىكند و
« ما من يوم نـيـروز إلاّ و نحن نتوقّع فيه الـــــفـرج، لانّه من ايامنا وايام
شيعتنا »
اين روز، از روزهاى ما و شيعيان ما است كه ايرانيان آنرا گرامى دشته ولى شما (اعراب) آنرا ضايع
نموديد ...
روز اهل بيت ، روز فرج بر شما مبارك.
از عمق ناپيداى مظلوميت ما ، صدايى آمدنت را وعده مى داد .
صدا را ، عدل خداوندى صلابت مى بخشيد ومهرِ ربانى گرما مى داد .
وما هر چه استقامت ، از اين صدا گرفتيم وهر چه تحمل ، از اين نوا دريافتيم .
در زير سهمگينترين پنجه هاى شكنجه تاب مى آورديم كه شكنج زلف تو را مى ديديم . در كشاكش تازيانه ها و چكا چك
شمشيرها ، برق نگاه تو تابمان مى داد وصداى گامهاى آمدنت توانمان مى بخشيد .
رايحه ات كه مژده حضور تو را بر دوش مى كشيد مرهمى بر زخمهاى نو به نومان بود و جبر جانهاى شكسته مان . دردها همه
از آن رو تاب آوردنى بود كه تو آمدنى بودى .
تحمل شدائد از آن رو شدنى بود كه ظهورت شدنى بود وبه تحقق پيوستنى .
انگار تخم صبر بوديم كه در خاك انتظار تاب مى آورديم تا در هرم خورشيد تو به بال وپر بنشينيم .
سنگينى بار انتظاربر پشت ما ، سنگينى يك سال و دو سال نيست سنگينى يك قرن و دو قرن نيست . حتى از زمان توديع
يازدهمين خورشيد نيست .
تاريخ انتظار وشكيبايى ما به آن ظلم كه در عاشورا بر ما رفته است بر مى گردد ، به آن تيرها كه از كمان قساوت بر خاست
وبر گلوى مظلوميت نشست ، به آن سم اسبهاى كفر كه ابدان مطهر توحيد را مشبك كرد . به آن جنايتى كه دست و پاى
مردانگى را بريد .
از آن زمان تا كنون ما به آب حياتِ انتظار زنده ايم ، انتظار ظهور منتقم خون حسين .
تاريخ استقامت ما از آن زمان هم دورتر مى رود ، از عاشورا مى گذرد وبه
بعثت پيامبر اكرم مى رسد . هم او در مقابل همه جهل و ظلم و كفر و شرك و عناد و فسادى كه جهان آن زمان را پوشانده بود
وعده مى فرمود كه كسى خواهد آمد . نامش نام من ، كنيه اش كنيه من ، لقبش لقب من ، دوازدهمين وصى من خواهد بود و
جهان را از توحيد و عدل و عشق و داد پر خواهد فرمود .
اما تاريخ صبر و انتظار ما به دورترها بر مى گردد ، به مظلوميت وتنهايى عيسى ، به غربت موسى ، به استقامت نوح و از
همه اينها گذر مى كند تا به مظلوميت هابيل مى رسد .
انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابيل تا كنون وتا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان .
آرى و در آن زمان هستى حيات خواهد يافت ، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاى خشكيده علم ، خون تازه خواهد دويد . پشت
هيولاى ظلم و جهل با خاك ، انس جاودان خواهد گرفت ، شيطان خلع سلاح خواهد شد ، انسان بر مركب رشد خواهد نشست و عروج
را زمزمه خواهد كرد .
ديگر صداي هل ناصر ينصرني حسين در كربلا نمي آيد.
ديگر طفلان حرم از عمو طلب آب نمي كنند .
ديگر از آن همه غوغا خبري نيست..
و جز صداي بادي كه بر اجساد بي سر ميوزد، صداي ديگري به گوش نميرسد...
اكنون شهدا زنده اند و ما مرده ها زنده ايم....
آري
دير بازي است كه ما زنده ايم......